دو بیتی های شاعر : عظیم سلیمانی
برای تو ای سپیده شبهای بی کسی*** تا ابد شعری ماندگار خواهم خواند
*******************
قلم در دست من همچون کمان است*** هر آنچه می نگارم تیر دان است
که چون تیر از کمان روزی گذر کرد*** مرا از خواب غفلت او خبر کرد
***********************
تو گفتی گر شب رسد باز آیی به دیدنم*** چون شب رسید ندیدمت به ره دیده ام
شاید که شبی باز آیی به خواب من*** از من ربایی غم های کهنه ام
********************
گفتم زدوری تو من خواب هم ندارم*** گفتا خدا چنین خواست چون من دوا ندانم
گفتم که اشک وآهم تا کی چنین روان است *** گفتا به روز مرگم آن روز را ندانم
**********************
در میان این کویر اشک ها دارم به راه *** در صدای سوز باد ناله ها دارم به راه
من میان اشک وآه خلوتی دارم به دل *** اشک از غربت دل گریه از دوری راه
**************************
زمانه با دلم هرگز نمی سازد *** غمی آرد وباز او کتر نمی سازد
نشاید گفتن ودونی این اختر شنیدن*** که اختر با دلم همدم ودم ساز او نمی گردد
من عظیم سلیمانی ام - عکاس وفیلمبردار شهرستان تویسرکان